راهنمای برنامهریزی تأمین نهاده برای مصرفکنندگان عمده
چگونه ریسک کمبود، خریدهای اضطراری و هزینههای پنهان تأمین را کاهش دهیم؟
گروه مشاوره آریا دانه سبز دشت
مقدمه
برای کارخانههای تولید خوراک دام و طیور، دامداریهای صنعتی، گاوداریها و مرغداریهای بزرگ، تأمین نهاده صرفاً یک فعالیت خرید روزمره نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت راهبردی تولید است.
کمبود یا تأخیر در تأمین نهاده میتواند برنامه تولید را مختل کند، هزینهها را افزایش دهد و مدیران واحدهای تولیدی را به سمت خریدهای اضطراری و تصمیمگیریهای غیراقتصادی سوق دهد. در مقابل، خرید بیش از نیاز نیز میتواند موجب افزایش هزینه نگهداری، اشغال ظرفیت انبار و افزایش ریسک افت کیفیت یا اتلاف محصول شود.
به همین دلیل، یک برنامه تأمین حرفهای باید میان سه هدف اصلی تعادل برقرار کند:
تداوم تولید، کنترل هزینه و مدیریت ریسک.
در ادبیات مدیریت زنجیره تأمین، برنامهریزی نیاز، پیشبینی مصرف، مدیریت موجودی، تعیین زمان سفارش و تعریف موجودی اطمینان از مهمترین عناصر جلوگیری از کمبود و اختلال در تأمین محسوب میشوند. (World Health Organization)
این مقاله یک چارچوب عملی برای برنامهریزی تأمین نهادههای دامی برای مصرفکنندگان عمده ارائه میکند.
۱. برنامه تأمین از شناخت دقیق مصرف آغاز میشود
اولین اشتباه در بسیاری از واحدهای تولیدی این است که خرید را بر اساس موجودی فعلی بازار یا پیشنهاد فروشندگان آغاز میکنند.
در یک نظام حرفهای تأمین، سؤال اول نباید این باشد:
"چه چیزی امروز در بازار موجود است؟”
بلکه باید این باشد:
“واحد تولیدی ما در هفتهها و ماههای آینده دقیقاً به چه میزان نهاده نیاز خواهد داشت؟”
بنابراین نخستین گام، تهیه یک برنامه مصرف است.
مدیر خرید یا مسئول تأمین باید برای هر نهاده، اطلاعات زیر را مشخص کند:
میزان مصرف روزانه
میزان مصرف هفتگی
میزان مصرف ماهانه
میزان تولید برنامهریزیشده
تغییرات احتمالی مصرف
موجودی فعلی
سفارشهای در راه
ظرفیت واقعی انبار
برای مثال، اگر یک کارخانه خوراک دام ماهانه ۱۰۰۰ تن ذرت مصرف میکند، برنامه تأمین نباید صرفاً بر اساس این جمله باشد:
“ماه آینده ۱۰۰۰ تن ذرت لازم داریم. “
بلکه باید مشخص شود:
چه مقدار در انبار وجود دارد؟
چه مقدار در مسیر تحویل است؟
چه مقدار در طول ماه مصرف خواهد شد؟
چه مقدار موجودی اطمینان باید حفظ شود؟
چه زمانی باید فرآیند درخواست و خرید آغاز شود؟
برنامهریزی مؤثر نیازمند استفاده از دادههای مصرف گذشته، روندهای فصلی و تغییرات مورد انتظار در تقاضا است. (World Health Organization)
۲. نیاز مصرف را از “مصرف تاریخی” و “برنامه آینده” محاسبه کنید
مصرف گذشته، نقطه شروع خوبی برای برنامهریزی است؛ اما نباید تنها معیار تصمیمگیری باشد.
بهطور ساده:
نیاز پیشبینیشده = مصرف معمول + تغییرات برنامهریزیشده
برای مثال، ممکن است یک واحد تولیدی در ماه گذشته ۵۰۰ تن یک نهاده مصرف کرده باشد، اما در ماه آینده به دلیل افزایش ظرفیت تولید، مصرف آن به ۶۰۰ تن برسد.
بنابراین باید عوامل زیر در پیشبینی لحاظ شوند:
تغییر ظرفیت تولید
آیا برنامه افزایش یا کاهش تولید وجود دارد؟
تغییر ترکیب خوراک
آیا فرمول تولید در حال تغییر است؟
تغییر فصل
آیا مصرف در برخی دورههای سال افزایش یا کاهش پیدا میکند؟
تغییر تعداد دام یا طیور
آیا برنامه توسعه واحد وجود دارد؟
شرایط غیرعادی
آیا شرایطی وجود دارد که مصرف را بهطور موقت تغییر دهد؟
برنامهریزی صحیح زمانی شکل میگیرد که واحد تولیدی بین اطلاعات گذشته و برنامه واقعی آینده ارتباط برقرار کند.
۳. موجودی واقعی را بشناسید
یکی از مشکلات رایج، تفاوت میان “موجودی ثبتشده” و “موجودی واقعی قابل استفاده” است.
ممکن است در سیستم انبار ثبت شده باشد:
۳۰۰ تن موجودی
اما بخشی از این مقدار:
در انتظار مصرف باشد؛
کیفیت قابل قبول نداشته باشد؛
برای محصول دیگری تخصیص یافته باشد؛
یا به دلیل شرایط انبارداری، عملاً قابل استفاده فوری نباشد.
بنابراین در برنامه تأمین باید بین این دو مفهوم تفاوت قائل شد:
موجودی اسمی
مقداری که در اسناد و سیستم ثبت شده است.
موجودی قابل استفاده
مقداری که واقعاً در شرایط فعلی برای مصرف در دسترس است.
این تفاوت میتواند تأثیر مهمی بر تصمیم خرید داشته باشد.
۴. موجودی اطمینان؛ سپر واحد تولیدی در برابر اختلالات
هیچ زنجیره تأمینی کاملاً بدون ریسک نیست.
ممکن است:
فرآیند تأمین طولانی شود؛
حملونقل با تأخیر مواجه شود؛
میزان مصرف افزایش یابد؛
ظرفیت عرضه تغییر کند؛
یا یک رویداد پیشبینینشده در زنجیره تأمین رخ دهد.
به همین دلیل، واحدهای حرفهای معمولاً مقداری موجودی اطمینان یا Safety Stock نگهداری میکنند.
موجودی اطمینان به این معنا نیست که باید انبار را بیش از حد پر کرد.
هدف آن ایجاد یک حاشیه ایمنی منطقی برای جلوگیری از توقف تولید است.
بهطور کلی، میزان موجودی اطمینان باید با توجه به عوامل زیر تعیین شود:
میزان مصرف روزانه
نوسان مصرف
زمان معمول تأمین
میزان اطمینان به مسیر تأمین
ظرفیت انبار
حساسیت تولید به کمبود محصول
در برنامههای مدیریت موجودی، تعیین موجودی اطمینان و نقطه هشدار برای سفارش از ابزارهای مهم جلوگیری از کمبود و اختلال در عملیات محسوب میشود. (World Health Organization)
۵. نقطه سفارش را مشخص کنید
یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت تأمین، تعیین نقطه سفارش است.
به زبان ساده، نقطه سفارش یعنی:
“در چه سطحی از موجودی باید فرآیند خرید یا تأمین را آغاز کنیم؟”
یک مدل ساده برای محاسبه:
نقطه سفارش = میزان مصرف در طول زمان تأمین + موجودی اطمینان
برای مثال:
فرض کنیم:
مصرف روزانه: ۳۰ تن
زمان مورد نیاز برای تأمین: ۱۰ روز
موجودی اطمینان: ۱۰۰ تن
مصرف در طول دوره تأمین:
۳۰ × ۱۰ = ۳۰۰ تن
بنابراین:
نقطه سفارش = ۳۰۰ + ۱۰۰ = ۴۰۰ تن
یعنی هنگامی که موجودی قابل استفاده به حدود ۴۰۰ تن برسد، باید فرآیند تأمین آغاز شود.
البته این یک مدل ساده است و هر مجموعه باید آن را با توجه به شرایط عملیاتی خود تنظیم کند.
۶. زمان تأمین را دستکم نگیرید
یکی از اشتباهات رایج این است که مدیر خرید تصور میکند:
“وقتی موجودی کم شد، سفارش میدهیم. “
اما سؤال مهمتر این است:
“از زمان آغاز فرآیند خرید تا زمانی که کالا واقعاً قابل استفاده است، چند روز طول میکشد؟”
این فاصله ممکن است شامل مراحل مختلفی باشد:
شناسایی نیاز
دریافت اطلاعات عرضه
ثبت درخواست
انجام فرآیندهای رسمی
هماهنگی حمل
تحویل
دریافت و تخلیه
کنترل اولیه
بنابراین باید برای هر نهاده یک زمان تأمین واقعی محاسبه شود.
این زمان باید بر اساس تجربه واقعی مجموعه باشد، نه یک فرض خوشبینانه.
برنامههای حرفهای خرید صنعتی نیز تأکید میکنند که برنامه حجم و زمانبندی باید پیش از آغاز مذاکره یا درخواست خرید مشخص شود و ظرفیت دریافت، انبارش و کنترل کیفیت نیز در برنامه لحاظ شود. (FeedMatch Group)
۷. خرید ارزان همیشه به معنای تأمین اقتصادی نیست
یکی از مهمترین اشتباهات در خرید عمده، تمرکز بیش از حد بر “قیمت واحد” است.
ممکن است یک محموله ارزانتر باشد، اما در نهایت هزینه بیشتری ایجاد کند.
برای ارزیابی واقعی، بهتر است مفهوم زیر در نظر گرفته شود:
هزینه کل تأمین
این هزینه میتواند شامل موارد زیر باشد:
قیمت خرید
هزینه حمل
هزینه تخلیه
هزینه نگهداری
هزینه خواب سرمایه
هزینه افت یا ضایعات
هزینه کنترل کیفیت
هزینه ناشی از تأخیر
بنابراین بهترین خرید همیشه خرید با پایینترین قیمت اسمی نیست.
یک تأمینکننده حرفهای و قابل اعتماد ممکن است در برخی شرایط ارزش بیشتری نسبت به یک پیشنهاد ظاهراً ارزان اما پرریسک ایجاد کند.
۸. ظرفیت انبار، بخشی از تصمیم خرید است
خرید عمده زمانی اقتصادی است که:
فضای مناسب برای نگهداری وجود داشته باشد؛
شرایط نگهداری مناسب باشد؛
محصول پیش از افت کیفیت مصرف شود؛
سرمایه بیش از حد در انبار قفل نشود.
بنابراین نباید صرفاً به دلیل امکان خرید یک حجم بالا، اقدام به خرید کرد.
پیش از هر خرید عمده باید پرسید:
آیا ظرفیت انبار، شرایط نگهداری و سرعت مصرف با حجم خرید هماهنگ است؟
برنامه خرید باید میان حجم سفارش، ظرفیت ذخیرهسازی و دوره مصرف تعادل ایجاد کند. خرید حجم بالاتر صرفاً به دلیل کاهش قیمت واحد، در صورتی که شرایط نگهداری یا زمان مصرف مناسب نباشد، میتواند یک صرفهجویی ظاهری و پرهزینه باشد. (FeedMatch Group)
استانداردها و راهنماهای مرتبط با صنعت خوراک نیز بر اهمیت کنترل شرایط نگهداری، جلوگیری از آلودگی و مدیریت کیفیت در مراحل تأمین، حمل و ذخیرهسازی تأکید دارند. (FAOHome)
۹. برنامه تأمین باید با برنامه کنترل کیفیت هماهنگ باشد
برنامهریزی تأمین تنها به معنای تعیین مقدار و زمان خرید نیست.
پیش از خرید باید مشخص باشد:
مشخصات فنی مورد نیاز چیست؟
معیار پذیرش محصول چیست؟
چه اسنادی باید بررسی شود؟
چه نمونهبرداریهایی انجام میشود؟
در صورت عدم انطباق، چه اقدامی صورت میگیرد؟
بهترین زمان تعیین مشخصات محصول، پیش از آغاز فرآیند خرید است.
اگر ابتدا پیشنهادها دریافت شوند و سپس مشخصات مورد نیاز تعیین گردد، ممکن است تصمیم خرید تحت تأثیر آنچه در بازار موجود است قرار گیرد، نه آنچه واحد تولیدی واقعاً نیاز دارد. (FeedMatch Group)
راهنماهای بینالمللی زنجیره خوراک نیز بر مسئولیت فعالان زنجیره در کنترل کیفیت و ایمنی خوراک از مرحله خرید و تأمین تا نگهداری، توزیع و مصرف تأکید میکنند. (FAOHome)
۱۰. برنامه تأمین را بر اساس یک تقویم مشخص تنظیم کنید
برای مصرفکنندگان عمده، بهتر است یک تقویم تأمین داشته باشند.
برای مثال:
دوره
نیاز پیشبینیشده
موجودی فعلی
سفارشهای در راه
نیاز به اقدام
هفته اول
—
—
—
بررسی
هفته دوم
—
—
—
درخواست تأمین
هفته سوم
—
—
—
پیگیری
هفته چهارم
—
—
—
بازبینی
این جدول باید برای هر مجموعه بر اساس واقعیتهای مصرف و تأمین آن طراحی شود.
بهتر است برنامه تأمین:
ماهانه تنظیم شود؛
هفتگی بازبینی شود؛
در صورت تغییر شرایط اصلاح شود.
برنامهریزی یک سند ثابت نیست.
بلکه یک فرآیند پویا است.
۱۱. تأمین را به یک نفر وابسته نکنید
در بسیاری از مجموعهها، تمام اطلاعات مربوط به تأمین در ذهن یک مدیر خرید یا مسئول خاص قرار دارد.
این وضعیت یک ریسک جدی است.
اطلاعات باید در یک سیستم یا حداقل در یک بانک اطلاعاتی سازمانیافته ثبت شود:
میزان مصرف
موجودی
سفارشهای باز
سوابق تأمین
زمانهای تحویل
اطلاعات تأمینکنندگان
مشخصات کیفی
سوابق مشکلات
هدف این است که:
“دانش تأمین متعلق به سازمان باشد، نه یک فرد. “
۱۲. ارتباط مستمر با تأمینکنندگان، یک مزیت رقابتی است
واحدهای تولیدی نباید فقط زمانی با تأمینکنندگان ارتباط برقرار کنند که موجودی آنها رو به پایان است.
ارتباط مستمر به واحد خرید کمک میکند تا:
وضعیت بازار را بهتر بشناسد؛
از فرصتهای عرضه مطلع شود؛
برنامهریزی دقیقتری داشته باشد؛
ریسک کمبود را زودتر تشخیص دهد.
در یک زنجیره تأمین کارآمد، تبادل اطلاعات میان بازیگران زنجیره و اطلاع از سطح موجودی، الگوی مصرف و نیازهای در حال تغییر، توان واکنش و سازگاری مجموعه را افزایش میدهد. (World Health Organization)
یک مدل عملی پنجمرحلهای برای برنامهریزی تأمین
برای سادهسازی فرآیند، میتوان از این مدل استفاده کرد:
مرحله اول: پیشبینی نیاز
مصرف آینده را بر اساس دادههای گذشته و برنامه تولید برآورد کنید.
↓
مرحله دوم: بررسی موجودی
موجودی واقعی قابل استفاده و سفارشهای در راه را مشخص کنید.
↓
مرحله سوم: تعیین سطح اطمینان
موجودی اطمینان و نقطه سفارش را تعیین کنید.
↓
مرحله چهارم: برنامهریزی تأمین
با توجه به زمان تأمین، ظرفیت انبار و نیاز آینده، زمان اقدام را مشخص کنید.
↓
مرحله پنجم: کنترل و بازبینی
برنامه را بهطور مستمر با مصرف واقعی، موجودی و شرایط تأمین مقایسه و اصلاح کنید.
چکلیست مدیر خرید پیش از اقدام برای تأمین
پیش از ثبت درخواست یا آغاز فرآیند خرید، این پرسشها را بررسی کنید:
نیاز واقعی ما چقدر است؟
مصرف ما در دوره آینده چه تغییری خواهد کرد؟
موجودی قابل استفاده واقعی چقدر است؟
چه میزان کالا در مسیر تأمین قرار دارد؟
موجودی اطمینان ما چقدر است؟
نقطه سفارش ما کجاست؟
زمان واقعی تأمین چقدر است؟
ظرفیت انبار ما چقدر است؟
مشخصات فنی و معیار پذیرش محصول چیست؟
هزینه کل تأمین، علاوه بر قیمت خرید، چقدر است؟
جمعبندی
تأمین موفق نهادههای دامی، نتیجه خریدهای مقطعی و واکنشی نیست.
یک سیستم تأمین حرفهای باید بتواند بهطور مستمر میان:
نیاز تولید
موجودی
زمان تأمین
ظرفیت انبار
کیفیت
و
ریسک
تعادل برقرار کند.
مجموعههایی که تأمین خود را بر اساس داده و برنامه مدیریت میکنند، معمولاً کمتر در معرض خریدهای اضطراری، کمبود ناگهانی و هزینههای غیرمنتظره قرار میگیرند.
در مقابل، مجموعههایی که تنها زمانی به فکر خرید میافتند که موجودی آنها رو به پایان است، عملاً اختیار تصمیمگیری را به شرایط لحظهای بازار واگذار میکنند.
بنابراین، برنامهریزی تأمین را میتوان یکی از ابزارهای مهم پایداری تولید دانست.
پیشنهاد عملی
هر واحد تولیدی عمده بهتر است برای هر یک از نهادههای اصلی خود، یک “برگه برنامه تأمین” داشته باشد که حداقل شامل موارد زیر باشد:
مصرف متوسط
مصرف پیشبینیشده
موجودی واقعی
موجودی اطمینان
نقطه سفارش
زمان متوسط تأمین
ظرفیت انبار
سفارشهای باز
همین اطلاعات ساده، اگر بهصورت منظم و بهروز مدیریت شوند، میتوانند کیفیت تصمیمگیری خرید را بهطور قابل توجهی افزایش دهند.
